صفحه اول | تماس با ما | تالار گفتگو | دفترچه پیشنهاد و نظرات شما | ارسال بدوست
صفحه اول همازور arrow فلسفه نوروز و آیین آن
۲۷ آبان ۱۳۹۶
 
 
منوی اصلی
صفحه اول همازور
اخبار رسانه های خبري ایران
گالری تصاویر
اوستاي ورهرام يشت
ارسال كارت پستال
بازيهاي آنلاين
118 كل كشور
بایگانی اخبار تارنماي
مقاله هاي ديني - فرهنگي
( وبلاگ نویسی ) دست نوشته های اعضا
نشریه و روزنامه هاي کشور ايران
خبرنامه داخلي انجمن‌هاي زرتشتي
تعرفه آگهي
شماره حساب براي ياري دهندگان
جشنواره فروش اینترنت پرسرعت ADSL2 های وب
آخرین نوشته ها
اسامی نامزدهای انتخابات دهمین دوره‌ی مجلس
جشن شب چله 94 کالیفرنیا
هیات رییسه انتخابات گردش 21 انجمن زرتشتیان کوچه بیوک
کارگاه نقاشی خلاق در خانه فرهنگ وهنر زرتشتیان تهران
پروانه فعالیت گردش 43 انجمن زرتشتیان تهران صادرشد
ونداد غیبی قهرمان تنیس زیر۱۴سال کرمان
گزینش هیات اجرایی زرتشتیان اصفهان برای انتخابات مجلس
جشن شب چله کرج در سال 94
شب چله‌ی زرتشتیان اصفهان در سال 94
جشن شب چله اله آباد در سال 94
امتحان هماهنگ دینی سال 94 درکرج
مسابقات طناب کشی و دارت درجام 11 رستم
تصاویر ونتایج هفته ششم جام 11 رستم
فرخوان در انتخابات گردش 21 انجمن زرتشتیان کوچه بیوک
فراخوان در جشن شب چله 94 یانش وران مانتره
گزارش تصویری از پیک نیک همازوری دبیرستانیهای یزد
نخستین فعالیت گروهی گردش ۲۱ انجمن زرتشتیان کرمان
فراخوان در جشن چله و آیین درگذشت اشوزرتشت 94 اله آباد
همازوری در سرایش اوستای آبزور در اتشکده تهران
نتایج هفته پنجم و جدول رده بندی جام 11 رستم
هیات رئیسه گردش دهم انجمن زرتشتیان نصرت آباد
رییس کمیسیون‌های گردش 43 انجمن زرتشتیان تهران
هیات رییسه گردش 11 انجمن زرتشتیان خرمشاه گزینش شدند
نتایج هفته چهارم جام رستم و جدول رده بندی
پیش‌پوستر پانزدهمین دوره‌ی جام وهمن منتشر شد
تصاویری از مسابقه آشپزی دبیرستانیها در یزد
نمایشگاه کارهای دستی سازمان زنان در پاییز 94
نمایشگاه هنر و بازیافت برگزار میشود
نسخه الکترونیکی زندگی‌نامه آزاده زرتشتی منتشر شد
گزارش تصویری هفته سوم یازدهمین دوره جام رستم
دیدارنمایندگان اقلیت‌های دینی باآیت‌الله جوادی آملی
هیات رییسه گردش 43 انجمن زرتشتیان تهران گزینش شدند
برابري ديه‌ي مرد و زن از هر دين و آيين
پروانه‌ی انجمن زرتشتیان تهران در حال صادر شدن
فراخوان در نخستین جشنواره عکس زرتشتیان
دومین دوره المپیاد ورزشی در آموزشگاه‌های دخترانه‌ی ت
١٤عنوان كتاب الکترونیک رايگان در «طاقچه»
جایگزین سالن بجای ساختمان نیمه‌کاره مارکار تهران پارس
هموندان گردش یازده انجمن زرتشتیان خرمشاه
گزارش تصویری هفته دوم یازدهمین دوره جام رستم
گزارش دومین دوره جام تخته نرد بانو خوبیار کرمان
فراخوان در کلاس آموزشی تنیس روی میز باشگاه یزد
اشتاد ایزد و آبانماه 94 در آدریان تهران
اسامی نامزدهای گردش یازده انجمن زرتشتیان خرمشاه
سالروز بازگشايی خانه زرتشتیان اصفهان در سال 94
گزارش تصویری شاه ورهرام ایزد تهران در آبان 94
گزارش تصویری هفته نخست یازدهمین دوره جام رستم
آین گهنبار درآموزشگاه دخترانه مارکار یزد
قرعه کشی و برنامه کامل یازدهمین دوره فوتسال جام رستم
هیات ریسه گردش پنجم انجمن زرتشتیان اصفهان
گزارش تصویری جشن معرفی دانشجویان زرتشتی سال 94 یزد
داستان کوتاه و آموزنده ولی واقعي کانون شادی
جشن آبانگان دبستان دخترانه مارکار یزد در سال 94
جشن معرفی دانشجویان 94 انجمن یانش وران مانتره
هیات رئیسه گردش 11 انجمن زرتشتیان تفت و توابع مقیم تهران
گزارش روز جهانی کودک یزد در سال 94
ساخت دهکده گردشگری در روستای زرتشتی‌نشین یزد
درخت چنار زيارتگاه پير سبز در فهرست میراث ملی
رونمایی از کارت اعتباری و سیم‌کارت گردشگری
شاپور بازاده ديپلم افتخار و جايزه بهترين فيلم راکسب کر
داستان کوتاه و اموزنده : استخدام مدیر
بیست و چهارمین همایش نشست انجمن های زرتشتی ایران
راه‌اندازي تارنماي بازديد مجازي ميراث جهاني ايران
پیام شادباش انجمن و نهادهای زرتشتی ایران در نوروز 94
فلسفه نوروز و آیین آن
جشن نیكوكاری و داد و دهش در فرهنگ زرتشتیان
ايرانيان شادترين مردمان جهان بودند
بينش زرتشت بر عليه خشونت
چرا دروغ در جامعه ما رواج یافته است؟!
هموندان گردش 4 انجمن زرتشتیان مزرعه کلانتر
راز جوان نگهداشتن مغز
کار ، کوشش و آبادانی در آیین زرتشت
قـدرت کلمـات را دسـت کـم نگیـریم
چگونه چند وظـیفه ای نباشیـم؟
ماجرای آفرینش سرود ای ایران
نيكي در دين اشو زرتشت
تفاوت ادبیات گاتهایی با ادبیات توحیدی
پیام نافذ اشوزرتشت ، پیامبر بزرگ آریایی
مفهوم سرنوشت در جهان بيني زرتشتي
اصالت یاری و کمک رسانی در جهان بینی گاتایی
کیش زرتشتی،بنیاد و ریشه ی نخستین «حقوق بشر»
نکته دینی کلیدی مهم، در رابطه با سدره پوشی
تاثیرگذار ی نوشته های شما
اجراي آيين گواه گيري و ثبت ازدواج زرتشتیان
گاتها، سرزمين كشف‌ناشده‌اي، رها از مطلق‌گويي‌ها
احوال شخصيه زرتشتیان
آزاد انديشی در دین زرتشت
زرتشت؛ پایه‌گذار موسیقی مذهبی
سخن اشوزرتشت با پروردگار
اوستا در زندگي ما
کورش نیکنام و سپنتا نیکنام از ادامه‌ی راه بازماندند

پیدایش جشن نوروز  به نقل از بزرگان      فلسفه نوروز و آیین آن   

      عادل خالدی کلهر - این پاره نامه، برآن است تا فلسفه و مفهوم جشن نوروز را تا آنجا که می تواند بازگو نماید. نمی خواهیم گوییم در هفت سین یا شین یا چیدنی یا سینی چرا در آنها از سرکه استفاده شده یا چرا سیب، آب و غیره باید جزء آن باشد. آنچه خواهید خواند دیدگاههای نگارنده ای است که در پی فرهنگِ نیاکانِ پاک خویش می باشد

و آنچه تا کنون در کوله بار خود -در این زمینه- گِرد نموده برای شما بیان خواهد کرد.

اگر در اینترنت جستجویی کنید، اگر در کتابخانه ها در پی کتابی در مورد جشن نوروز باشید،صفحات و کتابهای بیشماری در این موضوع را خواهید یافت. اگر گوییم جشن نوروز یک جشن عادی است و یا جشنی بوده که فقط برای خوش گذرانی گِرد می شده، مُهمل بافته ایم و به بیراه رو نهاده ایم. مگر  می شود این را  به اندیشه خود خُوراند که جشنی با این فلسفه (خوشگذرانی مطلق) نتنها توانسته از تمام دسیسه هایی که در تاریخ از آن آگاهیم، جان سالم یابد، بلکه وارد فرهنگ مردمانی شده که بر آن بوده اند که این جشن را براندازند. فلسفه ی وجود این جشن، یَسنَ فراتر از اینها می باشد.

"گویند گالیله نابغه ترین فرد زمانه خویش بود، چرا؟، به شوندی(علتی) که توانسته بود دریابد زمانی که یک پَر و یک وزنه­ چند کیلویی را در یک ارتفاع مشخص به زمین روانه می کنیم، هر دو با یک شتاب (9.8 m/s^2) بر زمین خواهند نشست، ولی آلبرت انیشتین را باید چه نامید، کسی که چرایی این رفتار را یافت؛ فضا".

ما تا فضای جشن نوروز را و هفت سین، شین و ... را درک ننموده ایم علیل خواهیم بود از هر دیدگاه. پیدایش جشن نوروز را به نقل از بزرگان چنین باشد:

"جَم (جمشید) در شهرها می گردید و چون خواست به آذربایجان اندر شود بر تختی از زر نشست و مردم به دوش می بردند و چون فروغ خورشید برو تابید و مردم او را بدیدند، وی را بزرگ داشته، بدان شادی کردند و آن روز را جشن گرفتند و آن روز میان مردم  آئین شد که به یکدیگر شِکر دادند".

بعضی این جشن را از کیومرث نامند و غیره اما نگارنده نقل شَه نامه را بر می گزیند که به جمشید خوانده. ولی شاید از قبل جمشید هم بوده باشد که اطلاعی در دست نیست.(که گمان نکنم به این شوندها(دلایل) جشن نوروز پابرجا مانده).

در این مورد بی کران کتاب می باشد ولی در بیشی از آنها این دو داستان (جمشید و کیومرث) بیشتر هواخواه دارد.

اما حواشی این جشن و هفت:

واژه جشن که به نقل از استاد ابراهیم پورداود از یَسن (واژه ای اوستایی) به چمِ ستایش است و این همان واژه ای است که نیاکان ما بر سر مراسم خود قرار می دادند و پسندیده نیست که ما خلاف آنها رفتار نموده و واژه های دیگر را برای مراسم هایی قرار دهیم که گذشتگان در پی نگاهداشت آنها جان خود را سپر بلاهای روزگار قرار داده اند.

براستی هفت از کجا می آید؟، از هفت مرحله عرفانِ آیین میترا؟ کتاب ها و مقالات بیشماری می توان پیرامون اعداد و فلسفه آنها در ایران یافت که باز، اغلب به مَرَض فقدان منبع مبتلایند. اگر فردی می باشید که از جشن های نیاکان گذشته ایران زمین آگاهی ندارید و مطالعه ای ننموده اید،  کافی ست که بدانیم آنها،خود را مسئول می دانسته اند که دنیا را آباد کنند. آنها به طبیعت که خود جزئی از آنها بودند احترام می گذاشته اند و پروردگار خود را سپاس می گفتند، بدنبال بهانه ای، گو آغاز ریختن دانه برای کشاورزی، گِرد هم می آمدند، وسائل شادی را فراهم نموده و همراه با دیگر اعضای طبیعت به شادی بر می خواستند و در پی آن پروردگار خود را سپاس و ستایش می نمودند. به این شوند است که تمام شادی های آنها با واژه جشن شروع می شده است. پس اگر بنگریم همانگونه که در آغاز گفته شد تنها خوش گذران بودند و فقط شادی خود، در کار نبوده که این جشنها  و مراسم را پابرجا گذاشته، و شوندِ آن در ریشه و باورهای جدانشدنی مردم ما و ایمان آنها به این ریشه ها قرار دارد. شادی زمانی شادی حقیقی خواهد بود، زمانی پابرجا خواهد بود که شوند حقیقی داشته باشد. در تمام جشنهایی که نیاکانِاین مرز و بوم گِرد می نموده اند، به نوعی تمام طبیعت و جهان چه درون و چه برون در آن سهمی داشته، گویی همه با هم آوازِ دوستی، محبت، پاکی، برابری، راستی و ... را سر می دادند.

هفت سین، شین، چیدنی یا سینی:

هفت نوروز از چه حکایت می کند، آیا از هفت امشاسپندیست که در کیشمان است که این گونه برسفره نوروز به یادگار مانده؟.

امشاسپندان: به چمِ (معنی) نمردنی های مقدس، در کیش زرتشت به هفت صفت مقدس مزدااهورا گویند و از سویی هفت مرحله برای رسیدن به کمال و رسایی و جاودانگی. که این صفت ها در دیدگاه گذشتگان چنان مقدس بوده و هست و خواهد بود که به صورت شاعرانه نمادهایی در طبیعت برای آنها قائل شدند.

امشاسپندان:

سپنتامینو: خرد مقدس.

اِشا(اردیبهشت): راستی، درستی، قانون راستی و درستی: مظهر راستی و درستی آفریدگار.

وهومنا(بهمن): خوب منش، نیک نهاد، پاک سرشت، منش نیک: مظهر اندیشه نیک و خرد و دانایی آفریدگار.

خشترَ(شهریور): توانایی، شهریاری، خسروی: مظهر خسروی و توانایی آفریدگار.

آرمتی(سپندارمز): بردباری، فروتنی، مهر، اخلاص: مظهر  مهر و محبت آفریدگار(روز زن را بیاد آورید).

هروتات(خرداد): رسائی، کمال، سلامت: مظهر رسائی مزدااهورا

امرتات(امرداد): بی مرگی، جاودانگی: مظهر جاودانگی آفریدگار

حال بنگریم که گذشتگان برای آنها در گیتی چه نمادی پذیرا بودند:

سپنتامینو: یا همان خرد مقدس به خرد هر فردی می توان نسبت داد. خردی که باعث آبادی جهان شود و در پی آن شادکامی مزدااهورا.

وهومنا: در دنیا پرستاری و نگهبانی حیوانات با اوست.

اردیبهشت: در دنیا یا همان عالم جسمانی نگهبانی آتش با اوست.

شهریور: نگهبانی فلزات با اوست.

سپندارمز(د): نگهبانی زمین با اوست.

خرداد: نگهبانی آب با اوست.

امرداد: در دنیا نگهبانی گیاهان با اوست(امرداد و خرداد اکثر مواقع همراه با هم در کتب یاد شده).

گر نیک نگریم چرایی اینکه چرا:

وهومن یا منش نیک را نگهبان یا نماد حیوان دانسته اند را در می یابیم، آیا حیوان هر آنچه که دارد به جهانیان تقدیم نمی نماید، در این دوره امروزی که از تمام سلولهای آن استفاده می شود.

اردیبهشت: خود به معنی پاکی و راستی است. آیا در آتش آلودگی راه می یابد، گر چه ما انسانها به وسیله آن بی کران وسائل و گازهای زیان آور را وارد طبیعت که خود جزئی از آنیم، می کنیم ولی آتش همان پاکی خود را دارد و ناپاکی در آن راهی ندارد.

شهریور: که به معنای شهریاری ست، نماینده فلزات است، کسی که بسان فلزات سخت و استوار باشد و جز آتش که خود نماد پاکی است در آن چیز دیگر راه نیابد، توانسته بر خود تسلط یابد و نگذارد که دمی اندیشه نیک و خرد مقدس از اندیشه او روند. اینچنین فردی بزرگترین مرحله رسیدن به شهریاری را طی کرده است.

سپندارمز: مهر و محبت بسان یک مادر، زمین خود بسان مادری ست که تمام آنچه دارد را در اختیار فرزندش قرار می دهد و نیازی به توضیح اضافه نگارنده نیست.

خرداد: رسائی، نماینده آب می باشد، آب بسان کسی که به رسائی رسیده است، شاید گوییم چرا آب نماد پاکی نشده؟ پاسخ آن نیز مشخص است، همانطور که می دانیم آب هر لحظه احتمال دارد که پاکی خود را از دست دهد.

امرداد: جاودانگی، نماینده گیاهان. صفت جاودانگی و گیاهان بظاهر مردنی، گیاهان می آیند و می روند، دانه ای به جای گیاه دیگر، جاودانگی را باید به چه چمی (معنایی) نامید؟ پایداری جسم؟یا جاودانگی راستی؟.

حال می دانیم که هفت امشاسپند چیست، و دیدگاه نگارنده این است که هفتِ سفره نوروز به این صفات وصله ای ناگسستنی دارد.

چرا تمام محققین به سین یا شین و ... بحث داردند؟ گمان نگنم شمار مطلبی که درباره سین و ... است قابل مقایسه با شمار مطالب درباره سفره باشد. چرا ما از سفره صحبت نمی کنیم، شاید اگر نقش آن را بدانیم دیگر دعواهای سین و شین و ... نداشته باشیم، شاید شوند(علت) وجود سفره را می دانیم و گره ای هم در دعوای سین وشین باز ننموده؟.

گذشتگان زرتشتی ما به نماد گیتی درون و برون که در آن قرار دارند سفره ای می انداختند و در آن سفره که کنون، همان جهان را برای ما یادآوری می کند اجزای گیتی را قرار می دادند، بدین صورت هفت امشاسپند را که نماد گیتی درون و برون می باشند را در سفره قرار می دادند، حال گزیده ای از حکایتِ احوال هفت سین، شین، چیدنی یا سینی:

آمده است که در آغاز هفت چینی یا سینی (نام ظرف) یا چیدنی(هخامنشیان) و بعد شین (ساسانیان) و بعد به سین رخ عوض نموده:

هفت چیدنی: که در هفت ظرف، اجزا را در آن قرار می دادند و بدین گون هم نبوده که اجزا با سین یا شین شروع گردند و به همین شوند که اجزایی از بقیه مهمتر نبوده اند که خاصه این سفره باشند طبیعتا نامی هم از آنها نیست.

بزرگی می گوید هفت شین:

شمعی بوده به نماده اینکه زندگی شان همیشه پرنور و روشن باشد.

شیر: برای اینکه زندگی پربرکت و سرشار از بخشایش پروردگار باشد.

شکر: به نماد زندگی شیرین در سال جاری.

شوری: برای آنکه نمک زندگی بیشتر شود.

شراب: برای شادی زندگی تا پایان سال.

شاهی: شاهی که یک نوع گیاه است و گویند شاه گیاهان و سبزیجات است و برای پرهیز از کشتن چهار پایان.

و در آخر، شاهنامه.

اما دوستی هم می گوید، واژه شراب که تازی است و به چه شوندی آن هم در زمان ساسانیان که زبان پهلوی داشته اند در سفره قرار گرفته؟، شه نامه هم عمری در مقابل سفره نوروز ندارد و همه می دانند که شه نامه برگرفته از کتاب پهلوی زبانی به نام خَودای‌نامَگ می باشد که با "ش" هم آغاز نمی گردد.

 

هفت سین:

تا دلتان بخواهد اجزای با سین وجود دارد، اما آنچه اغلب بکار می رود:

سمنو: نماد زایش و باروری گیاهان و از جوانه های تازه رسیده گندم حاصل می شود.

سیب: نماد باروری، زایش و سلامتی.

سنجد: نماد عشق و دلباختگی و همچنین تولد و زایندگی.

سبزه: نماد شادابی و سرسبزی و نشانگر زندگی بشر و پیوند او با طبیعت.

سماق، سرکه، سیر: نماد چاشنی و محرک شادی و سلامتی در زندگی.

سکه: نماد برکت و درآمد زیاد.

که این سفره هم همانند هفت شین همراه با اجزای دیگری نیز می باشد، از جمله :

تخم مرغ: به نشان زایش.

آینه: نماد روشنی.

آب: نشانه برکت و پاکی در زندگی.

اسپند، شاخه های سرو، نان، پنیر، شمع و ... .

نمی دانم به چه شوندی (سمنو) و سیب نشان باروری، آب هم نشان پاکی و هم نشان برکت و غیره است.

پایان سُخَن:

نه هفت شینی وجود دارد و نه هفت سینی، اگر فرض کنیم هفت از امشاسپندان می آید، برای مثال برای اَمرداد که نماینده گیاهان است، آیا تفاوتی دارد که گندم باشد یا گل و یا گیاه دیگر؟ آیا تمام اجزای هفت سین یا شین در آن دوره مربوطه برای تمامی مردم کشورمان در هر  ناحیه جغرافیایی قابل دسترسی بوده. در هر صورت گمان نمی کنم گذشتگان ایران بخواهند فرقی بین گیاهان یا اجزای دیگر قرار دهند و اگر اینطور باشد، خود و هدف و آرمان خود را زیر سوال برده اند، و این شین و سین بازی ها را می توانیک ترفند سیاسی، مذهبیدانست که برای نگاهداری این آیین نیک و بزرگ بوده که در جای خود قابل ستایش است، کافیست نگاهی به تاریخ و اَدیان بیندازیم که چگونه مردم از ادیانِ غیر خود گریز داشته اند و حال بنگرید که اگر آیین مردمی، برگرفته از دین کهن آنها باشد، دین جایگزین و سلاطین آنها با آن آیین چه ها کرده اند و چگونه کمر هِمت به نابودی آنها بسته اند، اما در این عصر هم باید از سین و شین گفتگو کنیم؟ باید هراسان به بازار رویم که مبادا فلان جزء به اتمام رسد و سفره ما برای مثال از سمنو محروم شود، مبادا ماهی قرمز در سفره ما نباشد(با این که بر سر ورود ماهی قرمز به ایران بحث است اما خارج از این بحثحضور این آب زیست در سفره نوروز سنخیتیبا فلسفه و اندیشه نیک گذشتگان ندارد که بخواهند موجودی را اسیر کنند و مدتی بعد که زندگی آن را به فنا رساندیم آن را در جوی کوچه مان بیندازیم، البته اتفاقی رخ نداده، فقط یک ماهی مُرده! آیا این مظهر و نماد همان وَهومن یا بهمنی است که نگهبانی و نگهداری حیوانات را بر عهده دارد! ).از دیدگاهی اگر قرار باشد بین این همه پسوندِ هفت، گزینشی صورت گیرد، شاید همان هفت چینی یا سینی (ظرف) صحیح تر باشد و به بیانی دیگر مهم نیست هفت شیء در سفره باشدو هدف هم این نیست، و باید هفت صفت در سفره وجود داشته باشد، حال ممکن است برای امرداد 3 گیاه در سفره باشد، فرقی ندارد و اَهم نیست، مهم این است که هفت سُلوک وجود داشته باشند و برای اینکه هفت امشاسپند را ما در سفره جای دهیم، نیازی نیست به آب و آتش زنیم. اگر صحبت از هفت امشاسپند است که این هفت صفت بسان مزدااهورا باید در هر جایی باشند، حال چه فرقی می کند که جایی که سبزه رشد نمی کند، گیاه دیگر گذاریم، گیاهی که در آن منطقه (در هر منطقه از جهان یا ایران) بیشتر وجود دارد و راحتر در دسترس است.

جشن نوروز که با خانه تکانی همراه است، که این خانه تکانی نیز همان گونه که از نام ماهِ نوروز – فروردین- مشخص است برگرفته از فَروَهَری می باشد که ایرانیان چه قبل از زرتشت و چه بعد از زرتشت به آن اعتقاد داشته اند، فروهر یا ذره ای از خداوند که در نهاد انسانها برای راهنماییِ شان وجود دارد، پس از اینکه فرد، گیتی را به جای دیگر ترک گفت، فروهرهای آنها در این زمان- که به همین علت نام این ماه را فروردین نامیده اند- به خانواده های آنها سر می زنند و به این علت خانه ها را تمیز میکردند و می کنند و این فلسفه و دیدگاه یکی از زیباترین آیین نکوه داشت عزیزانی ست که این دنیا را ترک نموده اند.سفره ای به نمادِ گیتی درون و برون می انداخته اند و هفت صفت مقدس جاودان مزدااهورا را به صورت نماد در سفره قرار می دادند که مراحل رسیدن به شادکامی حقیقی می باشند(شادکامی مزدااهورا) و پروردگار خود را ستایش می کرده اند، به خاطر سالی که داشتند و عهد می بندند که در سال جدید به هفت امشاسپند پایبند و در جهت شکوفایی و پویایی گام بردارند.

 

 

یاری نامه:

پورداود، ا. 1384. گات ها، کهن ترین بخش اوستا. چاپ دوم. انتشارات اساطیر.

فردوسی، ا. خالقی مطلق، ج (تصحیح). 1389.شاهنامه. چاپ سوم. انتشارات مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی.

پورداود، ا. 1381.یادداشتهای گاتها. چاپ اول. انتشارات اساطیر.

خیام، ع. مینوی، م (تصحیح). 1312. نوروزنامه: رساله ای در منشاء و تاریخ و آداب جشن نوروز. کتابخانه کاوه.

نیکنام، ک. 1388. از نوروز تا نوروز: آیین ها و مراسم سنتی زرتشتیان. چاپ چهارم. انتشارات فَروهر تهران.

پورداود، ا. 1387. یسنا جزوی از نامه مینوی اوستا. چاپ دوم. انتشارات اساطیر.

پورداود، ا. 1386. خرده اوستا جزوی از نامه مینوی اوستا.چاپ دوم. انتشارات اساطیر.

مهر، ف. دیدی نو از دیدی کهن. 1380. ویرایش دوم. چاپ چهارم. انتشارات جامی.

کیانی، ک.، اصغری نیا، م.ح. 1386. ستاره شمال: یاد واره دکتر محمد معین. چاپ اول. انتشارات برگ شقایق.

 

 

نظرات
کیامرز.افشاری kiamarz.afsha
نوشته شده توسط مهمان فعال 2015-03-21 16:31:09
بیاری اهورامزدا 
باذرودوشادباش نوروزی به گرامی عادل خالدی کلهر. 
دست نوشته شان بامطالعه پرمحتواوآموزنده است .پژوهشگرایی وخردگایی شان درآداب ورسوم وفرهنگ نیاکان قابل ستایش است . تندرست وشادکام زیوند. 
ایدون باد

ارائه نظرات مختص اعضاي سايت ميباشد.
لطفا ثبت نام كرده و لاگين كنيد.

اندرز آدرباد ماراسپند

از آدم سخن چین و دروغگو سخن مشنو . 


همازور بیم همازور هما اشوبیم

همازور از تمام شهرهای ایران همفکر و همراه می پذیرد


همازور منتظر نظرات و پیشنهادات سازنده شما عزيزان مي باشد

شما خواننده محترم همازور  مقيم در ساير نقاط كشور و حتي ساكن در اقصي نقاط  جهان ميتوانيد براي درج دست نوشته ها و اسناد خود در قالب هاي خبر، گزارش ، مفاله ، مصاحبه ، قطعات ادبي ، خاطره ، عكس ، و... با نام خود و بدون هيچ گونه تغييري در سايت همازور اقدام كنيد و به همين سادگي همگان را مطلع سازيد . 

تبلیغات ویژه

تورهای آزانس شرکت دلتابان

تعرفه اینترنت پرسرعت ADSL2 های وب  

فرتوری از نگارخانه
ورود به پنل ارسال پیام کوتاه
 ورود به پنل ارسال انبوه پیامک 
همیار همازور باشید
ياري به  تارنماي  خبري  همازور
نیازمندیهای جامعه
اسلاید تصاویر
باشندگان در تارنمای
حاضرين 117071 ميهمانان حاضر
آمار تارنماي
اعضاء: 1216
اخبار: 5586
لينكها: 0
بازديد كننده گان: 48376484
 
Top!
Top!