صفحه اول | تماس با ما | تالار گفتگو | دفترچه پیشنهاد و نظرات شما | ارسال بدوست
صفحه اول همازور
۱۷ فروردين ۱۳۹۹
 
 
منوی اصلی
صفحه اول همازور
اخبار رسانه های خبري ایران
گالری تصاویر
اوستاي ورهرام يشت
ارسال كارت پستال
بازيهاي آنلاين
118 كل كشور
بایگانی اخبار تارنماي
مقاله هاي ديني - فرهنگي
( وبلاگ نویسی ) دست نوشته های اعضا
نشریه و روزنامه هاي کشور ايران
خبرنامه داخلي انجمن‌هاي زرتشتي
تعرفه آگهي
شماره حساب براي ياري دهندگان
جشنواره فروش اینترنت پرسرعت ADSL2 های وب
آخرین نوشته ها
اسامی نامزدهای انتخابات دهمین دوره‌ی مجلس
جشن شب چله 94 کالیفرنیا
هیات رییسه انتخابات گردش 21 انجمن زرتشتیان کوچه بیوک
کارگاه نقاشی خلاق در خانه فرهنگ وهنر زرتشتیان تهران
پروانه فعالیت گردش 43 انجمن زرتشتیان تهران صادرشد
ونداد غیبی قهرمان تنیس زیر۱۴سال کرمان
گزینش هیات اجرایی زرتشتیان اصفهان برای انتخابات مجلس
جشن شب چله کرج در سال 94
شب چله‌ی زرتشتیان اصفهان در سال 94
جشن شب چله اله آباد در سال 94
امتحان هماهنگ دینی سال 94 درکرج
مسابقات طناب کشی و دارت درجام 11 رستم
تصاویر ونتایج هفته ششم جام 11 رستم
فرخوان در انتخابات گردش 21 انجمن زرتشتیان کوچه بیوک
فراخوان در جشن شب چله 94 یانش وران مانتره
گزارش تصویری از پیک نیک همازوری دبیرستانیهای یزد
نخستین فعالیت گروهی گردش ۲۱ انجمن زرتشتیان کرمان
فراخوان در جشن چله و آیین درگذشت اشوزرتشت 94 اله آباد
همازوری در سرایش اوستای آبزور در اتشکده تهران
نتایج هفته پنجم و جدول رده بندی جام 11 رستم
هیات رئیسه گردش دهم انجمن زرتشتیان نصرت آباد
رییس کمیسیون‌های گردش 43 انجمن زرتشتیان تهران
هیات رییسه گردش 11 انجمن زرتشتیان خرمشاه گزینش شدند
نتایج هفته چهارم جام رستم و جدول رده بندی
پیش‌پوستر پانزدهمین دوره‌ی جام وهمن منتشر شد
تصاویری از مسابقه آشپزی دبیرستانیها در یزد
نمایشگاه کارهای دستی سازمان زنان در پاییز 94
نمایشگاه هنر و بازیافت برگزار میشود
نسخه الکترونیکی زندگی‌نامه آزاده زرتشتی منتشر شد
گزارش تصویری هفته سوم یازدهمین دوره جام رستم
دیدارنمایندگان اقلیت‌های دینی باآیت‌الله جوادی آملی
هیات رییسه گردش 43 انجمن زرتشتیان تهران گزینش شدند
برابري ديه‌ي مرد و زن از هر دين و آيين
پروانه‌ی انجمن زرتشتیان تهران در حال صادر شدن
فراخوان در نخستین جشنواره عکس زرتشتیان
دومین دوره المپیاد ورزشی در آموزشگاه‌های دخترانه‌ی ت
١٤عنوان كتاب الکترونیک رايگان در «طاقچه»
جایگزین سالن بجای ساختمان نیمه‌کاره مارکار تهران پارس
هموندان گردش یازده انجمن زرتشتیان خرمشاه
گزارش تصویری هفته دوم یازدهمین دوره جام رستم
گزارش دومین دوره جام تخته نرد بانو خوبیار کرمان
فراخوان در کلاس آموزشی تنیس روی میز باشگاه یزد
اشتاد ایزد و آبانماه 94 در آدریان تهران
اسامی نامزدهای گردش یازده انجمن زرتشتیان خرمشاه
سالروز بازگشايی خانه زرتشتیان اصفهان در سال 94
گزارش تصویری شاه ورهرام ایزد تهران در آبان 94
گزارش تصویری هفته نخست یازدهمین دوره جام رستم
آین گهنبار درآموزشگاه دخترانه مارکار یزد
قرعه کشی و برنامه کامل یازدهمین دوره فوتسال جام رستم
هیات ریسه گردش پنجم انجمن زرتشتیان اصفهان
گزارش تصویری جشن معرفی دانشجویان زرتشتی سال 94 یزد
داستان کوتاه و آموزنده ولی واقعي کانون شادی
جشن آبانگان دبستان دخترانه مارکار یزد در سال 94
جشن معرفی دانشجویان 94 انجمن یانش وران مانتره
هیات رئیسه گردش 11 انجمن زرتشتیان تفت و توابع مقیم تهران
گزارش روز جهانی کودک یزد در سال 94
ساخت دهکده گردشگری در روستای زرتشتی‌نشین یزد
درخت چنار زيارتگاه پير سبز در فهرست میراث ملی
رونمایی از کارت اعتباری و سیم‌کارت گردشگری
شاپور بازاده ديپلم افتخار و جايزه بهترين فيلم راکسب کر
داستان کوتاه و اموزنده : استخدام مدیر
بیست و چهارمین همایش نشست انجمن های زرتشتی ایران
راه‌اندازي تارنماي بازديد مجازي ميراث جهاني ايران
پیام شادباش انجمن و نهادهای زرتشتی ایران در نوروز 94
فلسفه نوروز و آیین آن
جشن نیكوكاری و داد و دهش در فرهنگ زرتشتیان
ايرانيان شادترين مردمان جهان بودند
بينش زرتشت بر عليه خشونت
چرا دروغ در جامعه ما رواج یافته است؟!
هموندان گردش 4 انجمن زرتشتیان مزرعه کلانتر
راز جوان نگهداشتن مغز
کار ، کوشش و آبادانی در آیین زرتشت
قـدرت کلمـات را دسـت کـم نگیـریم
چگونه چند وظـیفه ای نباشیـم؟
ماجرای آفرینش سرود ای ایران
نيكي در دين اشو زرتشت
تفاوت ادبیات گاتهایی با ادبیات توحیدی
پیام نافذ اشوزرتشت ، پیامبر بزرگ آریایی
مفهوم سرنوشت در جهان بيني زرتشتي
اصالت یاری و کمک رسانی در جهان بینی گاتایی
کیش زرتشتی،بنیاد و ریشه ی نخستین «حقوق بشر»
نکته دینی کلیدی مهم، در رابطه با سدره پوشی
تاثیرگذار ی نوشته های شما
اجراي آيين گواه گيري و ثبت ازدواج زرتشتیان
گاتها، سرزمين كشف‌ناشده‌اي، رها از مطلق‌گويي‌ها
احوال شخصيه زرتشتیان
آزاد انديشی در دین زرتشت
زرتشت؛ پایه‌گذار موسیقی مذهبی
سخن اشوزرتشت با پروردگار
اوستا در زندگي ما
کورش نیکنام و سپنتا نیکنام از ادامه‌ی راه بازماندند

میرزاتقی‌خان امیرکبیر مهین پرست ایرانی و دوستدار نادرشاه بزرگ میرزاتقی‌خان امیرکبیر صدراعظم ایران در دوره ناصرالدین‌شاه قاجار بود. میرزا تقی خان امیر کبیر, صدراعظم مشهور دوره ناصرالدین شاه قاجار.نام اصلی امیرکبیر محمد تقی بود که بعدها تقی گفته می‌‌شد و عناوین و القابی که به دست آورد بدین قرار است: کربلایی محمد تقی- میرزا محمدتقی خان- مستوفی نظام- وزیر نظام- امیر نظام- امیر کبیر- امیر اتابک اعظم(شوهر خواهر ناصر الدین شاه نیز شد). محمد تقی پسر کربلایی قربان، آشپز میرزا عیسی قائم مقام اول بود که در خانه قائم مقام تربیت یافت و در اوایل جوانی به سمت منشی قائم مقام اول به خدمت مشغول گشت و مورد عنایت رجل سیاسی دانشمند قرار گرفت و بعداٌ در دستگاه قائم مقام دوم نیز مورد توجه واقع شد تا جایی که وی را همراه هیاتی سیاسی به روسیه فرستاد و در نامه‌ای در مورد هوش و نبوغ میرزا تقی خان چنین نوشته: خلاصه این پسر خیلی ترقیات دارد و قوانین بزرگ به روزگار می‌‌گذارد. باش تا صبح دولتش بدمد. در این ماموریت که برای عذرخواهی از قتل گریبایدوف که در ایران رخ داده بود، انجام می‌‌شد، از تزار روسیه معذرت خواست و طوری عمل نمود که مورد تائید و پسند تزار و دربار ایران قرار گرفت. امیرکبیر در سفر به روسیه به مؤسسات فرهنگی، نظامی و اجتماعی آنجا توجه نمود و به این فکر بود که راه ترقی ایران نیز داشتن دانشگاه و تشکیلات نظامی و فرهنگی منظم است. دومین ماموریت وی رئیس هیات سیاسی ایران به ارزنة‌الروم برای حل اختلاف مرزی بین ایران و امپراتوری عثمانی بود. در این ماموریت که نزدیک به دو سال طول کشید علاوه بر آشنایی با زدو بندهای سیاسی شرق و غرب با دلیری خاصی توانست اختلاف مرزی را به نفع ایران پایان دهد و محمره و اراضی وسیع طرف چپ شط العرب را که مورد ادعای عثمانی‌ها بود به ایران ملحق کرد. این اقدام و پیشنهادهای مفید امیرکبیر، مورد عناد و حسادت حاجی میرزا آغاسی قرار گرفت. چون محمد شاه مرد، ناصرالدین میرزا که قصد حرکت به تهران و نشستن بر تخت سلطنت را داشت نمی‌توانست حتی هزینه سفر خود و همراهان را به تهران تهیه کند در این هنگام که امیرکبیر در تبریز و ملقب به امیر نظام بود با ضمانت شخصی پول فراهم کرد و ناصرالدین شاه را به تهران آورد اما درباریان حتی مهد علیا مادر ناصرالدین شاه که در زد و بندهای سیاسی خارجی دست داشت مخالف امیر بودند، ولی ناصرالدین شاه هر روز بر مرتبه و مقامش می‌‌افزود تا جایی که ملقب به امیرکبیر و صدراعظم گردید. در مدت کوتاهی که امیرکبیر صدراعظم بود(در حالی که ناصرالدین شاه در آغاز سلطنت فقط 16 سال داشت) با نبوغ خاص و احساسات پر شور میهن پرستی خود، اقداماتی بس ارزنده کرد. نخست به امنیت داخلی پرداخت. سالار را که در خراسان گردنکشی می‌‌کرد و از جانب روس‌ها و انگلیسی‌ها حمایت می‌‌شد سرکوب کرد. در نامه‌هایی که به نمایندگان سیاسی و نظامی روس می‌‌نوشت و در جواب‌هایی که می‌‌داد، دلیری و ثبات رای و میهن پرستی موج می‌‌زند. پس از برانداختن سالار از خراسان، فارس و بلوچستان را آرام ساخت و در همه مناطق عشیره نشین و هر جا که ممکن بود آشوبی برخیزد قراول خانه ایجاد نمود و در سراسر مملکت امنیت برقرار گشت. در دوره صدارت امیرکبیر ترکمانان که همواره از مدتها پیش به نقاط دور و نزدیک مناطق اطراف خود حمله می‌‌کردند به هیچ اقدام خلافی دست نزدند. امیرکبیر اقدامات فراوانی در دوره کوتاه صدارت خود به شرح زیر نمود: ایجاد امنیت و استقرار دولت. تنظیم قشون ایران به سبک اروپایی. ایجاد کارخانه‌های اسلحه سازی. اصلاح امور قضایی. جرح و تعدیل محاضر شرع. تأسیس چاپارخانه. تأسیس دارالفنون. نشر علوم جدید. فرستادن ایرانیان به خارج برای تحصیلات وتدریس در ایران. استخدام استادان خارجی و تصمیم به جایگزینی آنها با ایرانیان. ترویج ترجمه و انتشار کتب علمی. ایجاد روزنامه و انتشار کتب. ترویج ساده نویسی و لغو القاب. بنای بیمارستان و رواج تلقیح عمومی آبله. مرمت ابنیه تاریخی. مبارزه با فساد و ارتشاء(که چون مرضی مزمن در همه شئون زندگانی ایران رخنه کرده بود). تقویت بنیه اقتصادی کشور. ترویج صنایع جدید. فرستادن صنعتگر به روسیه و مقابله صنعتی با روسیه توسط دست توانای استاد کاران اصفهانی. استخراج معادن. بسط فلاحت و آبیاری. توسعه تجارت داخلی و خارجی. کوتاه کردن دست اجانب در امور کشور. تعیین مشی سیاسی معینی در سیاست خارجی. اصلاح امور مالی و تعدیل بودجه. اقدامات مذکور در واقع شامل همه شئون کشوری می‌‌شد. با لغو یا کسر مقرری‌ها و مستمری ها، عده‌ای با وی دشمن شدند اما چون همین مستمری‌ها که قبلاٌ دیر به دست صاحبان آن می‌‌رسید در روزگار امیر مرتباً بدانها داده می‌شد، تا حدی آنها را راضی کرد. وضع بودجه مملکتی سر و صورتی یافت تا جایی که امیرکبیر حقوق ناصرالدین شاه را نیز محدود کرد. جلو بذل و بخشش‌های او را گرفت و اگر حواله‌ای از شاه می‌‌رسید جواب می‌‌نوشت که اگر این پول پرداخت شود از بودجه بسیار کم می‌شود. در برقراری مستمری برای اشخاص دولتهای خارجی اعمال نفوذ می‌‌کردند تا به موقع بتوانند از وجود آنها در بروز شورش و آشوب و اخلال استفاده کنند. در این نامه که ملاحظه می‌شود: گاهی به خاک پای همایونی معلوم می‌شود فدوی در وجوه مخارج التفاتی قبله عالم مضایقه و خودداری می‌کند این قدر بر رای همایون آشکار باشد که به خدا من جمیع عالم را برای راحتی وجود مبارک همایونی می‌‌خواهم اگر گاهی جسارتی شود از این راه است. می‌‌خواهد که خدمت شما از جهت پول مخارج لازمه معطل نماند… خود فدوی دیناری به احدی نخواهد داد. آن وجه را که باید به مردم بدهید به مخارج لازمه قشون پادشاهی می‌‌دهد. قبله عالم انشاء الله عیدی مرحمت می‌‌فرمائید … زیاده جسارت نمی‌ورزد. امیرکبیر علاوه بر وصول مالیات معوقه و افزودن به درآمد دولت بر توسعه کشاورزی و تجارت نیز افزود، از اسراف و تبذیرها جلوگیری می‌‌کرد. در گماشتن افراد صالح و صدیق بر سر کارها و طرد اشخاص نالایق اهتمام بسیار می‌‌نمود. با متحداشکل کردن سپاه ایران – کارخانه اسلحه سازی در ایران تأسیس کرد که روزانه 1000 تفنگ می‌‌ساخت. در بسط فرهنگ و استخدام استادان خارجی دقت بسیار می‌‌کرد و برای استخدام استادان شرایط خاصی وضع نمود. در چاپ و انتشار کتب و تأسیس روزنامه وقایع اتفاقیه کوشش بسیار نمود. اقدامات انقلابی و ملی امیرکبیر سبب شد که گروهی استفاده جو، بنای تحریک نسبت به وی بگذارند تا جایی که فرمان عزل و قتل امیر کبیر را از ناصرالدین شاه گرفتند او را در حمام فین کاشان در ربیع الاوّل سال 1268 توسّط حاجی علی خان حاجب الدوله کشتند. می گویند او شدیدا عاشق نادر شاه افشار بود به همین خاطر پرچم سه رنگ ایران را از رنگ پرچم نادری الهام گرفت که همچنان این پرچم در ایران بکار گرفته می شود . """"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""" روزى که امیرکبیر به شدت گریست سال 1264 قمرى، نخستين برنامه‌ى دولت ايران براى واکسن زدن به فرمان اميرکبير آغاز شد. در آن برنامه، کودکان و نوجوانانى ايرانى را آبله‌کوبى مى‌کردند. اما چند روز پس از آغاز آبله‌کوبى به امير کبير خبردادند که مردم از روى ناآگاهى نمى‌خواهند واکسن بزنند. به‌ويژه که چند تن از فالگيرها و دعانويس‌ها در شهر شايعه کرده بودند که واکسن زدن باعث راه ‌يافتن جن به خون انسان مى‌شود. هنگامى که خبر رسيد پنج نفر به علت ابتلا به بيمارى آبله جان باخته‌اند، امير بى‌درنگ فرمان داد هر کسى که حاضر نشود آبله بکوبد بايد پنج تومان به صندوق دولت جريمه بپردازد. او تصور مى کرد که با اين فرمان همه مردم آبله مى‌کوبند. اما نفوذ سخن دعانويس‌ها و نادانى مردم بيش از آن بود که فرمان امير را بپذيرند. شمارى که پول کافى داشتند، پنج تومان را پرداختند و از آبله‌کوبى سرباز زدند. شمارى ديگر هنگام مراجعه مأموران در آب انبارها پنهان مى‌شدند يا از شهر بيرون مى‌رفتند. روز بيست و هشتم ماه ربيع الاول به امير اطلاع دادند که در همه‌ى شهر تهران و روستاهاى پيرامون آن فقط سى‌صد و سى نفر آبله کوبيده‌اند. در همان روز، پاره دوزى را که فرزندش از بيمارى آبله مرده بود، به نزد او آوردند. امير به جسد کودک نگريست و آنگاه گفت: ما که براى نجات بچه‌هايتان آبله‌کوب فرستاديم. پيرمرد با اندوه فراوان گفت: حضرت امير، به من گفته بودند که اگر بچه را آبله بکوبيم جن زده مى‌شود. امير فرياد کشيد: واى از جهل و نادانى، حال، گذشته از اينکه فرزندت را از دست داده‌اى بايد پنج تومان هم جريمه بدهي. پيرمرد با التماس گفت: باور کنيد که هيچ ندارم. اميرکبير دست در جيب خود کرد و پنج تومان به او داد و سپس گفت: حکم برنمى‌گردد، اين پنج تومان را به صندوق دولت بپرداز. چند دقيقه ديگر، بقالى را آوردند که فرزند او نيز از آبله مرده بود. اين بار اميرکبير ديگر نتوانست تحمل کند. روى صندلى نشست و با حالى زار شروع به گريستن کرد. در آن هنگام ميرزا آقاخان وارد شد. او در کمتر زمانى اميرکبير را در حال گريستن ديده بود. علت را پرسيد و ملازمان امير گفتند که دو کودک شيرخوار پاره دوز و بقالى از بيمارى آبله مرده‌اند. ميرزا آقاخان با شگفتى گفت: عجب، من تصور مى‌کردم که ميرزا احمدخان، پسر امير، مرده است که او اين چنين هاى‌هاى مى‌گريد. سپس، به امير نزديک شد و گفت: گريستن، آن هم به اين گونه، براى دو بچه‌ى شيرخوار بقال و چقال در شأن شما نيست. امير سر برداشت و با خشم به او نگريست، آنچنان که ميرزا آقاخان از ترس بر خود لرزيد. امير اشک‌هايش را پاک کرد و گفت: خاموش باش. تا زمانى که ما سرپرستى اين ملت را بر عهده داريم، مسئول مرگشان ما هستيم. ميرزا آقاخان آهسته گفت: ولى اينان خود در اثر جهل آبله نکوبيده‌اند. امير با صداى رسا گفت: و مسئول جهلشان نيز ما هستيم. اگر ما در هر روستا و کوچه و خيابانى مدرسه بسازيم و کتابخانه ايجاد کنيم، دعانويس‌ها بساطشان را جمع مى‌کنند. تمام ايرانى‌ها اولاد حقيقى من هستند و من از اين مى‌گريم که چرا اين مردم بايد اين قدر جاهل باشند که در اثر نکوبيدن آبله بميرند. گردآوری از مشاهیر ایران و ویکیپدیا. باسپاس:علی

نظرات

ارائه نظرات مختص اعضاي سايت ميباشد.
لطفا ثبت نام كرده و لاگين كنيد.

اندرز آدرباد ماراسپند

آنچه را گذشته است فراموش کن و بدانچه نرسیده رنج و اندوه مبر .

همازور بیم همازور هما اشوبیم

همازور از تمام شهرهای ایران همفکر و همراه می پذیرد


همازور منتظر نظرات و پیشنهادات سازنده شما عزيزان مي باشد

شما خواننده محترم همازور  مقيم در ساير نقاط كشور و حتي ساكن در اقصي نقاط  جهان ميتوانيد براي درج دست نوشته ها و اسناد خود در قالب هاي خبر، گزارش ، مفاله ، مصاحبه ، قطعات ادبي ، خاطره ، عكس ، و... با نام خود و بدون هيچ گونه تغييري در سايت همازور اقدام كنيد و به همين سادگي همگان را مطلع سازيد . 


تبلیغات ویژه

تورهای آزانس شرکت دلتابان

تعرفه اینترنت پرسرعت ADSL2 های وب  

فرتوری از نگارخانه
ورود به پنل ارسال پیام کوتاه
 ورود به پنل ارسال انبوه پیامک 
همیار همازور باشید
ياري به  تارنماي  خبري  همازور
نیازمندیهای جامعه
اسلاید تصاویر
باشندگان در تارنمای
حاضرين 37578 ميهمانان حاضر
آمار تارنماي
اعضاء: 1221
اخبار: 5586
لينكها: 0
بازديد كننده گان: 54995556
 
Top!
Top!